نوروز مبارک

نویسنده حامد در اسفند ۲۷م, ۱۳۸۸

این سال هم با همه تلخی و خوشی هایش گذشت. سالی که برای بسیاری از مردمان ایران پر بود از رنج و شکنجه. اما هرچه بود گذشت.

احتمالا این آخرین پست من در سال ۱۳۸۸ خورشیدی است.

کمی از خودم میگویم. من یک آدم ۱۹ ساله هستم که در رشته نرم افزار درس میخوانم. هدفم از راه اندازی این وبلاگ فقط از روی علاقه بود. علاقه به نوشتن و همچنین اشتراک دانسته هایم با دیگران. هیچگاه خود را یک وبلاگ نویس حرفه‌ای نپنداشتم. وبلاگ نویسی را از سر علاقه شروع کردم و از سر علاقه آن را ادامه میدهم.

حرف زیادی برای گفتن نیست. جز اینکه سال جدید و نوروز در راه است. بیشتر از اینکه امیدوار باشم بیمناکم. بیمناک کشورم که یکی از سخت ترین دوران تاریخ کهن خود را میگذراند. اما ایران همیشه بوده و همیشه خواهد بود. ایرانیان نیز همینطور…

نوروز مبارک.

هفت ماه است مینویسم… باز هم خواهم نوشت!

نویسنده حامد در اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

هفت ماه است که مینویسم!

هفت ماه با همه سختی و آسانی هایش از تولد وبلاگ هفت سال گذشت. در این مدت کم و بیش سعیم بر آن بود تا ساده بنویسم. ساده نوشتم و ساده سخن گفتم.

از ساده بودن پشیمان نیستم.

اما نمیدانم چرا چند وفتی است حس و حال نوشتن را ندارم. نمیدانم شاید چون پایان سال رسیده و منتظر سال نو هستم. شاید هم به خاطر سنگینی درس هاست. به هر روی چند وقتی است چیزی برای گفتن ندارم و یا وقتی هم چیزی هست دل نوشتن ندارم. همیشه اعتقاد داشتم اگر قرار است بدون دل بنویسی, ننوشتن صدبار بهتر از نوشتن بدون دل است.

اینها را گفتم نه برای اینکه چیزی گفته باشم بلکه فقط اینکه به خود بگویم هنوز هستم, پس مینویسم.

دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. به قول بعضیا این نیز بگذرد.


کپی رایت ۷ سال. قدرت گرفته از وردپرس طراحی از پوسته های وردپرس ترجمه از متابلاگ

۷ سال is Digg proof thanks to caching by WP Super Cache