رأی میدهم!، رأی نمیدهم!
بیربط خرداد ۲۲م, ۱۳۸۸سلام
خوب بحث انتخابات داغه و من هم گفتم تا تنور داغه بچسبونم و یه پستکی در مورد این اتفاق بنویسم.
انتخابات طبق تعریف فعالان مدنی و اجتماعی بارزترین نمونه دموکراسی یک ملته که هر چه شرکت در انتخابات بیشتر باشه نشون دهنده میزان دموکراسی در کشوره.
حالا میریم سرغ نظر برخی مراجع دینی…
به گفته اونها شرکت در انتخابات یک فریضه دینی و ملیه و بر هر کسی واجب. و البته من با این نظر مخالفم.
و حالا میریم سراغ نظر خودم…
به نظر من شرکت در انتخابات حق مسلم یک فرد هستش. حق دیگری که این فرد داره اینه که میتونه به هر نحوی از حقش استفاده کنه و یا اصلا نکنه. پس به این نتیجه میرسیم هر کس نخواد در انتخابات شرکت کنه کاملا حقشه و میتونه کنار بشینه.
و اما انتخابات این دوره ریاست جمهوری ایران یه فرق اساسی به دوره ها پیشین داشت. مهمترین تفاوت میزان آزادی هایی بود که به مردم داده شده تا بتونن آزادنه از یک نفر حمایت کنن و یا حتی شخص دیگری رو تخریب کنن.
به امید خدا این دوره سر آغاز یک سری تحولات اساسی در کشور خواهد بود و نوید این رو میده که در آینده ماهم مثل خیلی از کشورهای دنیا بتونیم در یک فضای کاملا سالم و به دور از تخلف در انتخابات شرکت کنیم یا تحریمش کنیم!!!
و در آخر اینکه من هنوز رأی ندادم. مشتاقم که هر چه زودتر پای صندوق رفته و نقش هر چند کوچکی در انتخاب مردی که در چهار سال آینده بر کشورم ریاست خواهد کرد، داشته باشم.
ویرایش: خوب سرانجام من هم رأی خود را به صندوق انداختم. به قول یکی نه سبز پوشیده بودم، نه دستبند سبز داشتم، تنها چیز سبز من دلم بود.



دیدگاه های اخیر