هفت ماه است مینویسم… باز هم خواهم نوشت!

هفت ماه است که مینویسم!

هفت ماه با همه سختی و آسانی هایش از تولد وبلاگ هفت سال گذشت. در این مدت کم و بیش سعیم بر آن بود تا ساده بنویسم. ساده نوشتم و ساده سخن گفتم.

از ساده بودن پشیمان نیستم.

اما نمیدانم چرا چند وفتی است حس و حال نوشتن را ندارم. نمیدانم شاید چون پایان سال رسیده و منتظر سال نو هستم. شاید هم به خاطر سنگینی درس هاست. به هر روی چند وقتی است چیزی برای گفتن ندارم و یا وقتی هم چیزی هست دل نوشتن ندارم. همیشه اعتقاد داشتم اگر قرار است بدون دل بنویسی, ننوشتن صدبار بهتر از نوشتن بدون دل است.

اینها را گفتم نه برای اینکه چیزی گفته باشم بلکه فقط اینکه به خود بگویم هنوز هستم, پس مینویسم.

دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. به قول بعضیا این نیز بگذرد.

11 پاسخ به هفت ماه است مینویسم… باز هم خواهم نوشت!

  1. طبیعی است.
    من هم دو سال است که می‏نویسم، ولی ماه گذشته هیچ مطلبی ننوشتم و فکر کنم فعلا اصلا ننویستم، به‏هرحال به کامنت‏ها پاسخ دادن هم کم کاری نیست.
    حالا وبلاگ است دیگر، هر وقت دلمان خواست می‏نویسیم، مجله و روزنامه که نیست اجبار باشد حتما سر یک زمانی بنویسیم. باید حسش باشد. درامدی هم که ندرایم به امید آن بنویسیم!
    از مطالبتون استفاده می‏کنم، موفق باشید،
    پیام رحمانی

    • پاسخ دادن به کامنت ها هم راحت نیست به شرط اینکه کامنتی باشد.
      کلا حال و هوای دیگه ای داریم این چند وقت افسردگی عمومی است شاید!

  2. سلام و خسته نباشی – امیدوارم که به نوشتن ادامه دهی و نا امید نشوی – به نظرم نوشتن هم حس و حالی عجیب دارد – من که هر وقت مینویسم احساس خوبی دارم – امید است امیدوار باشی .

  3. از شعار پرمدعای:
    “۷سال نوشتم, اکنون منتشر می‌کنم.”
    میشد فهمید … .
    اینکه فرمودید:
    “به هر روی چند وقتی است چیزی برای گفتن ندارم و یا وقتی هم چیزی هست دل نوشتن ندارم.”
    اینکه چیزی برای گفتن ندارید، بدون تعارف، نشان از عمق کم دانش ادعایی شماست.
    و اینکه دل نوشتن ندارید، نشان از بی انگیزگی شماست، شاید دوران برنامه نویس بودنتان تمام شده !

    • گرچه پاسخ دادن به اینگونه نظرهایی که هیچ راهی برای ارتباط با نویسنده آن نمیگذارند اشتباه است ولی گفتم شاید برگردید و این پاسخ را بخوانید.
      نمیدونم از اون حرف من که اون بالا نوشتم چه چیزی برداشت کردید که به نظرتون شعاری پرمدعا اومد.
      باید بگم میشه از کلمه “نوشتن” در اون جمله برداشتهای زیادی کرد. شاید منظور بنده کسب تجربه بوده. شاید واقعا هفت سال نوشتم. هزار تا شاید دیگه هم میشه برداشت کرد.
      تصوری که از آن جمله میشود داشت را به خواننده وا میگذارم چون به بیت اعتقاد خاصی دارم:
      “هرکسی از ظن خود شد یار من/// از درون من نجست اسرار من”

      نمیدانم تابحال به حالت برخورد کرده‌اید یا نه؟ برای هر انسانی پیش می‌آید که برای مدتی حال و هوایی دارد که نمیتواند کار مفیدی انجام دهد.
      اگر این حال را تا به حال نداشته‌اید امیدوارم دچارش نشوید ولی اگر این تجربه را دارید حرف من را خواهید فهیمد.
      گفتید عمق دانش ادعایی من کم است. مخالفم با حرفتان آنجا که گفتید ادعا. بحث بر این نیست که دانش من ناچیز است. اما تا به حال ادعایی بر آن نداشتم و نخواهم داشت.
      به همین دلیل است که همیشه در حال مطالعه هستم و یاد گیری.
      از انگیزه هم گفتید. شاید حق با شما باشد و دیگر انگیزه‌ای ندارم. در وضعیتی هستم که نمیتونم به این سوال پاسخ بدم. اما خوب باید منتظر شد و دید.

  4. سلام و همچنان خسته نباشی-اصلا بد به دلت راه نده-چون هر کی ندونه تو کی هستی درعوض من خوب میشناسمت-گاهی اوقات کسانی که ارزش خود را به اندازه ی باد شکم میدانند و خود را با این القاب معرفی میکنند پیدا شده و قصد سد معبر را دارند-اما در عوض افرادی مثل من و شما هستند که نباید به این افراد باج داده و به راحتی ناامید شویم-من میدونم که میتونی و ادامه میدی-موفق باشی.

    • ممنون امیر جان.
      بله حق با شماست. همیشه از این حرفا بوده.
      توی اون سالن هم بودن افرادی که حرفای منفی میزدن ولی خوب جوابشونو دادی.

  5. فکر کنم این اولین نظر من در وبلاگ شماست .

    حامد جان , گرم می نویسی و هر از چندی من هم به وبلاگت سر می زنم تا اطلاعاتم بالا برود .

    کسی که حرف می زند و عمل نمی کند , خودش را ضایع کرده , سعی نکن حتی همین رو باور کنی که به یکنواختی دچار شدی , راه های زیادی برای تغییرات مثبت است .

    دوست دارم اینجا از بحث های مهم مدیریت پروژه برنامه نویسی بخونم , مانند استفاده از سیستم های اپن سورس Git یا Subversion

    php آنقدر شاخه های مهم دارد که حتی جامعه برنامه نویسان ایرانی به گوشه ای از آن هم نپرداخته اند .

    نوشتن در این موارد اصلا ساده نیست و باید اطلاعات شما بالا باشد تا بتوانید تحلیل و گردآوری کنید . همین تحقیق در نوشتن است که گاهی مهمترین انگیزه می شود .

    • فرشاد جان باعث افتخار است که در وبلاگ این ناقابل نظر دادید.
      حق با شماست. نباید به حرفهای دلسرد کننده توجه کرد.
      این حال من هم گذراست. قبلا هم دچارش شده بودم.

      با این حرف نیز موافقم که باید اطلاعات خودم رو بالا ببرم.
      اگر خدا بخواد سعی دارم کمی از کارهای متفرقه ام کم کنم و بیشتر روی برنامه نویسی تمرکز کنم.
      به امید اون روز…

  6. انشاالله-اصلا اون روز دیر نیست و به زودی میرسه-مطمئن باش.

  7. سلام-خوبی؟-نکنه واقعا سوختو سوزت تموم شده که دیگه آپ نمیکنی-زود یه مطلب انتخاب کنو هرچی سریعتر وبلاگو آپ کن-تازه باید برای سال نو هم یه مطلب خوب و قشنگ تهیه کنی-دیگه استراحت بسه-بلندشو زود باش بیا آپش کن-فعلا خداحافظ .